نردبان آسمان

برای جوانان

+ شیطان پرستها (یزیدیه)

                             شیطان پرستها (یزیدیه)

 

یزیدیه ها کلمه شیطان را به زبان نمی آورند زیرا آن را مقدس می دانند و معتقدند که شیطان رئیس فرشتگان است . آن ها به خدا اعتقاد داشته و برخلاف مسلمانان گوشت خوک را حلال می دانند .

یزیدیه ها خوردن کاهو را حرام دانسته و عبادتگاه های ویژه آن ها " القب " نام دارد و از سنگ ساخته می شود .

یزیدیه ها حدود پانصد هزار نفر جمعیت داشته و در منطقه سنجار در حدود پانصد کیلو متری شمال غربی بغداد سکونت دارند اما بر اساس آمارهای دیگر ، مهاجران و یزیدیه هایی که در دیگر کشورها زندگی می کنند جزو این پانصد هزار نفر هستند.

این فرقه ترکیبی از ادیان و مذاهب مختلف مانند یهودیت ، مسیحیت ، اسلام ، مانی و صائبی ها بوده و دارای آئینی خاص هستند . به عنوان مثال ، آن ها به تولید مشروبات الکلی و شیرینی جات شهرت دارند .

گفتنی است ریشه این طایفه به قرن دوازدهم میلادی باز می گردد و موسس آن شیخ عدی بن مصطفی الاموی است که سال 1162 میلادی در دمشق متولد شد و در لالش مرد .

یزیدیها که از پذیرفتن مریدهای جدید خودداری می کنند به شش طبقه تقسیم می شوند : طبقه امرا ، شیوخ ، سناتورها ، وعاظ، پارسایان و مومنین .
مومنین هفتاد درصد پیروان یزیدیه را تشکیل می دهند و ازدواج در میان افراد این طبقات کاملا ممنوع است .
این طایفه در پارلمان عراق در قالب فهرست ائتلاف کردستان عراق یک نماینده ، در مجمع ملی سه نماینده و در پارلمان کردها نیز دو نماینده دارد .
از میان فرق مادی می توان به فرقه یزیدیان که عموماً در کردستان عراق می باشند اشاره کرد. مراسم حجی نیز در لالش واقع در کردستان عراق دارند و طبق گفته برخی آیین، خشنی ندارند و حیوانات را در مراسمشان قربانی می کنند. اشاره ای مختصری به این مـراسم خالی از لطف نیست. چه اینکه بدانیم آنها تا چه حد در اعتقادات پوچ خود استوار هستند. و حتی برای تشرف به آن مراسم خاصی دارند.
برخی فرقه «یزیدیان» را به قبل از اسلام نسبت می دهند و البته خود آنها اعتقاد دارند حتی از «زرتشت» هم قدیمی تر است. اما حقیقت، این است که این فرقه مربوط به قرن پنجم هجری می باشد. و مؤسس آن شخصی به نام «شیخ عدی بن مسافر» می باشد.

نام شیطان در این فرقه که البته بسیار هم مورد احترام است «ملک طاووس» است.
«یزیدیان» هم مثل بسیارى از پیروان ادیان باستانى اعتقاد دارند که «جهان و هر چه در او هست» از چهار عنصر اصلى (آب، باد، خاک و آتش) ترکیب یافته است.
«خداوند انسان را از «آب و خاک» آفرید در حالیکه فرشتگان درگاه او همه از جنس «آتش» هستند. و آتش به باور آنها بـر گل برتری و ارجحیت دارد. وقتى خداوند از فرشتـگان درگاهش (از جمله ملک مقرب، طاووس) می خواهد که در مقابل ساخته دست او، (آدم) تعظیـم کنند، ملک طـاووس از این دستور نابجاى خداوندی سـر می پیچد. و از همان زمان سر به شورش می گذارد. شورشى که تا روز حشر ادامه خواهد داشت و یزیدیان آنرا شورشى بر حق و مقدس می شناسند.»

مراسم حج فرقه «یزیدیان»
مـراسم حج یزیدیان هـر ساله در «پرستشگاه لالش» برگزار می گردد. «لالش» روستائى است در مرکز «کردستان» عراق. پرستشگاه لالـش که به آتشکـده‌اى بزرگ شبیه است، در مـرکز این روستـا بر فـراز تپه‌اى بنا شده که خیلى قدیمى است.
مراسم حج در طول سه روز برگزار شده و چندین هزار نفر برای زیارت، آنجا جمع می گردند. نه تنها از کردستان عراق که از سوریه و ایران و حتی اروپا نیز عده ای در این مراسم شرکت می کنند. (ظاهراً تعداد زیادی از پیروان این دین در استانهاى کردستان و کرمانشاه ایران زندگى می کنند).
پرستشگاه لالش از سه قسمت تشکیل می شود: «شبستان، محـوطه حیـاط و صحـن دوزخ» (جـائیکه مـراسم حج در آن برگزار مـی شود). بزرگان فرقه (که به شیخ معروف هستند) دور سالن بزرگ نشسته‌ و نظاره گر مراسم هستند. از جمله موارد دیده شده در مراسم پذیرایی با ماده ای است که در استکان هائى به کوچکى انگشتانه، قهوه‌اى به تیرگى قیر می ریزند که در تلخى نظیر ندارد.


از آداب این مراسم این است همه باید با پای برهنه در دوزخ حاضر گردند.
سردر عمارت مربوطه مثل سردر همه مساجد و کلیساها پر از نقش و نگار است. اما آنچه جلب توجه می کند نام «ملک طاووس» است که به صورت سنگ برجسته بر دیوار نقش بسته است.
و اما دوزخى که در پرستشگاه لالش ساخته شده، تنها چند دخمه غار مانند تار و تیره دارد. با خمره هائى که کنار هم چیده شده اند و رویشان رنگ مشکى ریخته اند تا فضا را ترسناکتر کنند. درهاى دخمه آنقدر کوتاه هستند که باید خمیده از آنان عبور کرد.
بخـش مهـم و تعیـین کننده این مـراسم، جـدا از گـره زدن به پارچه‌هائى که به ستونهائى بسته شده‌اند (مثل دخیل بستن) و طواف کردن دور مقبره‌اى (که گور شیخ عدی و برخی قدیسین یزیدى است)، پرتاب دستمال به سنگ برجسته‌اى است که از دیواره غار بیرون زده است.
اصلى‌ترین مرحله حاجى شدن این است که با چشمان بسته از فاصله هفت مترى دستمال سیاهى را که به بزرگى چارقد زنان کرد است، به طرف آن سنگ پرتاب کنند. اگر در سه بار دستمال به برجستگى سنگ گیر کند، حج‌ آنان قبول شده است. وگرنه باید روز دیگر برگردند و دوباره تلاش کنند. در پایان، بعد از مراسم باید گاوی را قربانی نمایند.

در باب نامگذاری یزیدی مشهور است که منسوب به یزید بن معاویه هستند ولی خود یزیدی ها بر آنند که پسر معاویه موسس و موجد این دین نیست بلکه شریعت آنرا تقویت و ترویج کرده است .
موسس این دین را شاهد بن جراح فرزند منحصر به فرد آدم ! می دانند . می گویند یزید بن معاویه از اسلام برگشت و به این دین گروید از این رو یزید را مظهر دومین ملک از ملائک سبعه خود می شمارند .
در ملل و نحل شهرستانی آمده است که یزیدیه اصحاب یزید بن امینه هستند و این یزید معتقد بود که خدای تعالی از ایران پیغمبری خواهد فرستاد و کتابی که در آسمان وشته شده است را بر او نازل خواهد کرد و او شریعت محمد را ترک خواهد کرد .
پس آشکار است کانتساب به یزید بن معاویه افسانه عامیانه ای بیش نیست و شاید علت این نسبت کینه مسلمانان باشد که این طایفه منفور و شیطان پرست را به منفورترین خلفا منسوب کرده اند .
از آثار موجود پیداست که این طایفه حافظ یک عقیده خیلی قدیمی هستند که در طی زمان به علت جهل پیشوایان و نداشتن کتب مدون آلوده به روایات و قصص شده که از یادگارهای ادیان عتیق یا دیانات جدیدتر محسوب می گردد . و این عقیده را باید شعبه ای از دین زردشتی یا دین مانوی دانست .
نامک این طایفه از زردشتی ایزداست که در اوستایی یزتا و در پهلوی یزد و در فارسی جدید یزدان گفته می شود که همه ی این کلمات به معنای موجود قابل ستایش است .
در روایات یزیدی ملکی ازدا نام مذکور است و یکی از اجداد طایفه خود را ایزدان می نامند از این جهت اسلاف طایفه را ایزدانی خوانند . تعلق این طایفه به دین قدیم ایران از روی عقاید و آداب به جا مانده و فعلی یزیدی ها معلوم می شود .

معتقد به خدایی هستند که آفریدگار جهان است ولی پس از خلق جهان کاری به کار جهان و جهانیان ندارد .
گویند خدا تخستین موجودی را که خلق کرد ملک طاووس بوده است . ذات ملک طاووس با ذات خدا یکی است و پس از ملک طاووس شش ملک دیگر قائلند که رابط بین خدا و خلق هستند ولی ملک طاووس اولین ملک محسوب می شود.
در اینجا عقاید زردشتیان در ذهن متبادر می شود که پس از ذات باری به وجود خرد مقدس یا اسپنتامینو عقیده دارند که اولین موجود است و بعد از او شش امشاسپند دارند و اسپنتامینو گاهی جزو امشاسپندان محسوب می شود و عده آنها به هفت می رسد و گاهی او را به اعتبار لوهیت می نگرنر و امشاسپندان شش تا می شوند .
بنا بر رای مستشرقینی مثل هورتن کیش یزیدی نور پرستی است و منشا آن ثنویت ایران قدیم است که به غلبه نور بر ظلمت منتهی می شود .
ملک طاووس اهریمن نیست بلکه تشخص اصل شر است که دنباله خیر محسوب می شود . و به این معنی است که شر از لوازم خیر و مخلوف بالعرض است و جزو نقشه آفرینش است . پس ملک طاووس هم از ارکان آفرینش به شمار می رود .
یزیدی ها شیطان را به عنوان معارض و خصم خدای متعال نمی پرستند بلکه ملک طاووس یا شیطان را ملکی می دانند که هرچند سبب طغیان و سرکشی و مغضوب درگاه الهی شد و به جهنم افتاد ولی 7000 سال در آنجا بگریست چندانکه هفت خم از شک دیدگانش پر شد . آنگاه خدا او را ببخشید .
از این قرار یزیدیها قائل به ابدیت عذاب نیستند و شر را فانی و زایل میدانند .
در این خصوص موافقند با دین زردشت که اهریمن را ابدی نمی دانند و معتقدند که پس از 9000 سال به دست اهورامزدا مغلوب خواهد گشت و جهان از شر پالوده خواهد شد .
بنا بر روایت شرفنامه ، کیش یزیدی در میان بسیاری از طوایف کرد انتشار دارد . مثل طوایف داسنی ، خالدی ، پسیان و قسمتی از عشایر بختی ، محمودی و دنبلی
رئوس اصول عقاید یزیدیان را که از ادیان مختلف مانند زرتشتی و مسیحی و یهودی گرفته شده باتوجه به دو کتاب اساسی آنان به نام «جلوه » و «مصحف رش »، (= قرآن نیاه ) و نامه ای که در سال 1211 ه' . ق.بزرگان این فرقه به دربار عثمانی نوشته اند و کتابی که یکی از امرای یزیدیه سنجار تالیف کرده چنین می توان خلاصه کرد:
1- یزیدیان به هفت فرشته یا آفریدگار معتقدند و گویند خداوند نخست دری سفید و بعد پرنده ای آفرید و آنگاه پیش از خلقت زمین و آسمان آن هفت فرشته را در هفت روز هفته (از یکشنبه تا شنبه ) خلق کرد بدین ترتیب : 1- عزرائیل ، که همان طاوس ملک و رئیس همه فرشته هاست 2- دردائیل 3- اسرافیل 4- میکائیل 5- جبرائیل 6- شمنائیل 7- نورائیل .
2- برای طاوس مقامی والا قائلند (برخلاف بیشتر ادیان ) و آن را واسطه آفریدگار در آفرینش جهان می دانند و خصوصیاتی بر آن قائلندکه با خصوصیات شیطان مطابقت دارد و بیشتر بدین جهت به شیطان پرست ها معروف شده اند.
3- شیخ عدی بن مسافر راشخصیتی بزرگ میدانند و کرامات و معجزات بیشماری بدونسبت می دهند و قبر او را زیارتگاه خود قرار داده اندو گویند هر یزیدی باید مقداری از خاک قبر و لباس اورا همراه داشته باشد. عیدی به نام شیخ عدی یا عید کبیر دارند که به مقبره شیخ می روند و سه روز روزه میگیرند و نیز در عید قربان (همان دهم ذیحجه ) و در عیدبزرگ عمومی اواخر شهریور بر مزار او حاضر می شوند تاگناهانشان پاک گردد. و گویند شیخ عدی نماز و روزه آنها را به عهده گرفته و سرانجام هم آنها را به بهشت خواهد برد.
4- به یزید ستاش و احترام می کنند که سعی شده با یزیدبن معاویه تطبیق شود. و عیدی به نام عیدیزید دارند که معتقدند در روز تولد یزید باید باده گساری کرد و سه روز را روزه گرفت .
5- هر یزیدی باید هنگام طلوع آفتاب رو به مشرق بایستد و آفتاب را ستایش کند.
6- با «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم » سخت مخالفند.
7- طلاق زن نازا جایز ولی طلاق زن بچه دار نارواست و اگر شوهر به مسافرتی بیش از یکسال برود زنش بر او حرام است .
8- برخی از خوردنی ها را حرام می دانند مانند ماهی ، کدو، کاهو و کلم .
9- به حسین بن منصور حلاج و شیخ عبدالقادر گیلانی و حسن بصری نیز اعتقاد دارند.
10- پیشوایان مذهبی آنان هفت طبقه است که هیچکس حقخروج از طبقه خود و ورود به طبقه دیگر ندارد و باطبقه عوام کلاً یزیدیان هشت طبقه می شوند بدین ترتیب:
1- امیر شیخان 2- باباشیخ 3- شیخ 4- پیر 5- فقیر 6- سخنور (توان ) 7- کوچکها 8- مرید (طبقه عوام ).
عده یزیدیها را در سال 1370 ه' . ق. در حدود هفتاد هزارتن نوشته اند ولی تعداد آنان بیشتر بوده است .
قسمت اعظم یزیدیها در موصل و در ناحیه شیخان سکونت دارند و شیخ بزرگ آنها در شهر سنجار است .
دولت عثمانی فرقه یزیدیه را مبتدع می شمرد و به رسمیت نمی شناخت ولی پس از تشکیل دولت عراق طبق قانون اساسی آن کشور از آزادی نسبی برخوردار شدند.
رجوع به مجموعه نشریه پژوهشی و علمی دانشسرایعالی شماره 1 ادبیات و علوم انسانی (مقاله خانم کامران مقدم ) و همچنین کرد و پیوستگی تاریخی او تالیف رشید یاسمی و تاریخ یزیدیه و اصل عقیدتهم تالیف عزاوی و یزیدیها و شیطان پرستان تالیف و ترجمه جعفر غضبان شود.
از فرق شیعه ای که می گفتند فرزندان امام حسین همگی در موقع اقامه نماز مقام امام دارند و تا یکی از ایشان باقی است چه فاجر باشد چه صالح نماز پشت سر غیر ایشان جایزنیست . (خاندان نوبختی ص 267) (از تلبیس ابلیس ص 24).

 

 

 

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

 

 

 

پرستش شيطان يا سرمايه داري يهودي؟

 

نگارش یافته توسط علي رضا تندرو صالح   

19 اسفند 1387 ساعت 20:24

شيطان پرستي فرقه اي نوظهور است که سرمايه داران يهود و آمريکايي از آن حمايت مي کنند و استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسي، کار روزانه اين عده تلقي مي گردد.
فراماسون‌ها احياکننده جادوگري و شيطان‌پرستي در قاره اروپا در قرن شانزدهم ميلادي هستند.

 گسترش سريع جادوگري و شيطان‌پرستي در اروپا در آن دوران مخصوصاً در بين زنان سبب شد تا در قرن شانزدهم و هفدهم ميلادي در اروپا در جنبش پاکسازي جادوگري و شيطان‌پرستي بيش از شصت هزار نفر از جادوگران که اکثر آنها زن بودند، اعدام شوند!

در اوائل قرن نوزدهم بعضي از اشراف انگلستان ـ که عضو گروه فراماسونري (Ordo Temple Orientis) بودند ـ به رهبري سرفرانسيس داشود، گروه شيطان‌پرستان به نام باشگاه آتش جهنم را در شهر لندن تأسيس نمودند و از اوائل قرن نوزدهم شهر لندن، مرکز شيطان‌پرستان در اروپا شد.

استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسي، فعاليت اصلي اين گروه‌هاي شيطان‌پرست را تشکيل مي‌داد. در دهه 1960 م شيطان‌پرستي توسط سرمايه‌ داران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطان‌پرست در انگلستان و ايالات متحده آمريکا به وجود آمد که معروف‌ترين آنها تشکيل «کليساي شيطان» در شهر سان‌فرانسيسکو مي‌باشد.

ظهور فرقه هاي جديد طي قرون اخير به باور برخي بروز خلاقيت عنوان مي شود اما خلاقيتي شيطاني. ظهور و بروز گروه ها و فرقه هاي جديدالتاسيس در غرب را شايد بتوان معلول بسياري از علت هاي نهفته در بي فرهنگي، لاقيدي و بي توجهي به نظام و ماهيت خانواده اصيل و اقتدار گرا دانست که صدور آن به ديگر ممالک به ويژه سرزمين هاي شرق دور از هدف نيست.

همانگونه که رپ(Rap) و هوي متال( Heavymetal ) نيز با هجوم فرهنگي از مرز آب ها فراتر رفت و با موج هاي سرکش تسخير فرهنگي به خاور رسيد و کم و بيش طرفداراني هم جذب کرد. رپ از اصلي ترين سبک هاي موسيقي است که در آن از رکيک ترين الفاظ استفاده مي شود و شنونده را به پرخاشگري، خشونت، وحشت، بي نظمي، مرگ، درد، سرعت و وهم دعوت مي کند و هوي متال نيز ماهيتي جز اين ندارد.

مدخل جهنم با پيشينه اي هزار ساله!
شيطان پرستي يکي از فرقه هايي است که برخي به آن پيشينه هزاران ساله مي‌دهند و دليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش و يا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر مي‌دانند
.

شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي کند که هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريک مي‌گويند. شيطان پرستان حقيقتي را جستجو مي کند که در اين جهان يافت نمي شود. خود کشي توجيهي اينگونه دارد که اگر از آنها بپرسي چرا خودت را مي کشي؟ پاسخ خواهند داد: مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. با اين همه عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.

برخي کشورها در استقبال چشمگير از اين گروه ها پيشتاز بودند به طوري که در کنار خودکشي دسته جمعي پيروان داويد کوروس در آمريکا که خودسوزي دسته جمعي کردند، کشتن مسافران مترو در ژاپن نيز از جمله اعمال افراطي گروه هاي شيطان پرست مي باشد. به خصوص که اين فرقه ها اغلب در کشورهاي صنعتي که آدم ها خود را تنها احساس مي کنند بروز و ظهور شديد مي يابد؛ مثل ژاپن و آمريکا.

البته شدت عمل اين افراد هم بستگي به شدت اعتقادات اين افراد به روح شيطاني شيطان پرستان دارد و رهبر گروهي که به آن مي پيوندند. انواع خفيف تر جرم اين افراد و مظالمشان را مي توان به قرباني کردن کودکان عنوان کرد و خفيفتر از آن را در قالب گروههاي موسيقي که به دنيا فحش و ناسزا مي دهند و با افتخار مي گويند ما شيطان پرست هستيم دانست.

فرقه هاي قديمي شيطان پرستي جريان خود را ديني بر مي شمارند و داراي آيين هاي اعتقادي مختص خود مي باشند اما فرقه‌هاي نوظهور شيطان پرستي را نمي‌توان يک فرقه ديني و عقيدتي برشمرد چرا که حتي فرقه ها و آيين هاي دست ساخت بشر هرگز به معرفي آيين خود با انجام اعمال غيرانساني و وحشي گري تمايلي ندارند. در حالي که شيطان پرستان نوظهور به منظور افزايش توحش گروه به استعمال مواد تخديري و متعاقب آن انجام برخي اعمال غير انساني نيز مي پردازند.

اجنه در تسخير شياطين
همانطور که از گوشه و کنار اخباري از فعاليت اين گروه ها در سراسر جهان به گوش مي رسد، شيطان پرستان داراي مجموعه اي از اعتقادات هستند که در کتاب انجيل شيطاني آمده است.

انجيل شيطاني کتابيست که شيطان پرستان از آن براي عبادات خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده مي کنند. اين کتاب شامل کلمات عبري و يوناني و انگليسي، شامل اسامي شيطان و دعوت از او براي قدرت دادن به شيطان پرستان است. در اين کتاب بسياري از دعاهاي آن برخلاف دعاهاي مسيحيت و انجيل و همچنين بسياري از شعائر آن براي قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است.

کليساي شيطان پرستي در قرون وسطا به عنوان مکاني براي انجام مراسم شيطان پرستي استفاده مي شد و جايي بود که در آن تنها و تنها محل قرارهاي شيطان پرستان قديمي و انجام مراسم خود در آن بود.

اما امروزه کليساي شيطان پرستي محلي است براي عبادت شيطان پرستان که اکثرا به صورت زير زميني به کار خود ادامه مي دهند و در شيطان پرستي جديد اين مکان به نام کليساي شيطان براي انجام مراسم ارضاي جنسي مورد استفاده قرار مي گرفت که اکنون محلي است براي انجام اکثر مراسم شيطان پرستي جديد!

کليساي شيطان در 30 آوريل 1966 توسط آنتون لاوي تاسيس شد. پس از مرگش اداره آن به همسرش بلانش بارتون رسيد و در حال حاضر نيز توسط يکي از اعضاي قديمي آن يعني پيتر گيلمور اداره مي شود.

اين کليسا تنها مکاني‌ است که بر اساس قوانين آن، با استفاده از کمک هاي مالي دولتها برقرار نيست بلکه اعضاي آن براي ورود به آن بايد پول بپردازند در ضمن کودکان نيز تا زماني که توانايي درک فلسفه آنها را پيدا نکرده اند اجازه ورود به آنجا را ندارند. در ضمن ورود افراد غيرشيطان پرست به آنجا بدون ايراد عنوان مي شود.

در شيطان پرستي، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکي و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح هاي! پليد و شيطاني نيز براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي‌شود و در نهايت معناي شيطان پرستي، پرستش قدرت پليدي است.

به طور کلي دو تعريف براي گروه‌هاي شيطان پرستي در نظر افراد وجود دارد. تعريف اول: هر گروهي که شيطان را که عاري از مفاهيم غيرطبيعي مربوط به پليدي و زشتي است، به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند که معمولاً از آن به عنوان الهه سياه نيز ياد مي‌کنند و آن را منتسب به طبيعت «حقيقي» انسان(!) مي‌نامند.

تعريف دومي نيز بر شيطان پرستي حاکم است و مبتني بر اين مساله است: گروه‌هايي که از دين مسيحيت تبعيت نکرده و يا عيسي را با خصوصياتي که در دين مسيح تعريف شده است، قبول ندارند. اين تعريف معمولاً توسط بنيادگرايان مسيحي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و بر مبناي اين تعريف بسياري از گروه‌ها را شيطان پرست مي‌نامند.

گورگومورو يا گوگوري مگوري هاي شيطاني!
جهت آشنايي با افکار شيطاني اين گروه ها بي مناسبت نيست نگاهي اجمالي به آرا و علامت هاي اين گروه داشته باشيم.
«
کتاب لوسيفر»، «کتاب بليل Book of Belial » و «کتاب لويتان Book of Leviathan» که هر کدام در فصل اول، احکام 9 گانه شيطان پرستي را به قرار ذيل برشمرده اند.

1.
شيطان به جاي رياضت نماينده افراط است.
2.
شيطان به جاي اينکه نماياننده توهم هاي معنوي باشد نماينده زندگي مادي است. (همه مسائل و تجارب غيرمادي و معنوي از ديد آنها توهم و دروغ و تظاهر خوانده مي شود.)
3.
شيطان نشان دهنده عقل پاک است به جاي خودفريبي متظاهرانه.
4.
شيطان نشانه عشق به افرادي است که لياقتش را دارند نه هدر دادن آن براي افراد نمک نشناس. ( درست بعکس مسيحيت و ساير اديان که عشق به انسانها را به انسانها را آموزش مي دهد)
5.
شيطان به ما انتقام جويي را به جاي برگرداندن طرف ديگر صورت نشان مي دهد. (درست برخلاف کلام حضرت عيسي(ع)، در اسلام نيز در برابر ظلم سکوت نمي کند اما پاسخ يک سيلي را فقط يک سيلي مي داند و بس!)
6.
شيطان به ما مسئوليت در برابر مسئول را به جاي مسئوليت در برابر موجودات ترسناک خيالي را مي آموزد. (يعني اعتقاد به معاد و بهشت و جهنم را تنها عامل انسانيت افراد با ايمان مي داند و همچنين خود را فقط در برابر کسي مسئول مي داند که در برابرش مسئوليت دارد نه ساير افرادي که ممکن است درگير عملي شوند که او انجام مي دهد(!!))
7.
شيطان مي گويد که انسان حيوان ديگري است، گاه برتر و اکثر مواقع به دليل «روح خدايي و پيشرفت ذهني اش که از او بدطينت ترين حيوان را ساخته است» پست تر است.
8.
شيطان آنچه را که گناه مي نامند را عواملي براي ارضاي نيازهاي فيزيکي، حسي و ذهني مي داند.(يعني گناهان را براي ارضاء نيازهاي انساني لازم(!) مي داند.)
9.
شيطان بهترين دوست کليساست زيرا آن را سالها مشغول کرده.(!)

بخوانيد و آمين ...
بد نيست با هم برخي بخش هاي اين کتاب را به صورت گزيده مرور کنيم
:
«
به نام خداي بزرگ ما؛ شيطان؛ به شما فرمان مي دهم که از دنياي سياه بيرون آييد. به نام چهار شهريار سياه جهنم؛ پيش آييد. شيطان؛ جام باده لذت را بردار. اين جام پر از اکسير زندگي است؛ و آنرا با نيروي جادوي سياه انباشته کن. اين نيرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامي آن است. آمين...(!!)»

و يا در بخشي ديگر از اين کتاب آمده است:
«
اي دوست و همدم شب؛ تو از صداي سگ ها و ريختن خون شاد مي شوي؛ تو در ميان سايه هاي قبور مي گردي؛ تو تشنه خون هستي و بشر را تهديد مي کني گور گومورو؛ ماه هزار چهره؛ به قربانيان ما با نظر مساعد بنگر. دروازه هاي جهنم را بگشا و بيرون بيا ... .»